چرا این کار را همانجا داخل پروژه بتنریزی نکردید؟
ما یکبار این اشتباه را دیدیم. قالب بسته شد. باران آمد. کف کارگاه گل شد. بتن رسید، پمپ معطل ماند، ویبره نصفه انجام شد. چند هفته بعد ترکها خودشان را نشان دادند. همانجا تصمیم گرفتیم این مسیر را تکرار نکنیم. داخل کارخانه همهچیز سر جای خودش است. قالب ثابت. دما مشخص. عملآوری قابل کنترل. در محل پروژه فقط زیرسازی باید درست باشد و قطعه روی تراز بنشیند. تمام.
موقع حمل، گوشههای قطعه نمیشکند؟
اگر قطعه را فقط برای ساختن طراحی کرده باشند، چرا، میشکند. ما اول به حمل فکر میکنیم. بعد به تولید. محل قلاب، تکیهگاه، نحوه بلند کردن با جرثقیل، همه از قبل مشخص است. بیشتر لبپریدگیهایی که سر پروژه دیدهایم، از تولید نبوده. از یک زنجیر اشتباه. از یک تخلیه عجولانه. همین.
اگر ابعاد پروژه ما با چیزی که قبلاً ساختهاید فرق داشته باشد؟
هیچ پروژهای را با پروژه قبلی یکی فرض نمیکنیم. نقشه را باز میکنیم. بار را نگاه میکنیم. محل نصب را میبینیم. اگر لازم باشد قالب را عوض میکنیم، آرماتور را تغییر میدهیم یا جزئیات اتصال را از نو میچینیم. قطعه باید با پروژه جور دربیاید. نه پروژه با قطعه.
زیرسازی اگر دقیق نباشد، بعد از نصب چه اتفاقی میافتد؟
همان اول شاید چیزی دیده نشود. چند ماه که بار روی سکو نشست، اختلاف تراز شروع میشود. فشار یکسان پخش نمیشود. اتصالها تحت تنش میروند. برای همین ما قبل از نصب، بیشتر از خود قطعه، روی بستر حساس هستیم. اگر بستر آماده نباشد، نصب را جلو نمیبریم.
بعد از نصب، اگر بخواهیم تجهیزات را جابهجا کنیم، سکو جواب میدهد؟
اگر از اول بار واقعی تجهیزات دیده شده باشد، بله. اگر بعد از اجرا بخواهید چند تن بار بیشتر روی سکو بگذارید، نه. این همان اشتباهی است که بارها در پروژهها دیدهایم. ما قبل از تولید، بار نهایی را مشخص میکنیم؛ نه بعد از نصب که دیگر کاری از دست کسی برنمیآید.